قربان تو و محكمهى عُذر پذيرت
قربان تو و لطف و مبرّات كثيرت
اى حجّت حق، درگذر از بندهى زارت
حالا كه پشيمان شده اين عبد حقيرت
خالی شده پيمانهی ما، أوف لَنا الكَيل
اى يوسف زهرا، نظرى كن به فقيرت
هر لحظهى ما پر شده از عطر دعايت
الحق كه تو هستى همه دَم، فاطمه سيرت
هرجا كه رسيديم فقط مدح تو گفتيم
بگذار بمانيم همان معركه گيرت
هر كس به كسى نازد و ما هم به تو نازيم
دلخوش به توييم و همه هستيم اسيرت
گفتيم بيا، روضهى عباس گرفتيم
شايد كه سوى مجلس ما خورد مسيرت
اى مادر عباس، اجازه بده يك بيت
ما روضه بخوانيم از آن كوه بصيرت
بىدست و پر از تير، ز بالاى بلندى
افتاد زمين أمّ بنين، ماه منيرت!



