نجوا با امام عصر عجل الله تعالی فرجه ۱۳۴

تو را به هیچ بدادم ولی هنوز برآنی
که خون دل خوری اما مرا ز خویش نرانی

چه گریه‌ها که نکردی شبیه حضرت یعقوب
تو در میان وطن هم به فکر گم‌شدگانی

نه توبه‌ای، نه بُکائی، نه حال ذکر و دعایی
چه بر سر خودم آورده‌ام میان جوانی؟

ترحّمی بنما و بیا شفاعتمان کن
شما عزیز خدایی! شما امام زمانی!

من از تو دست کشیدم ولی تو دست گرفتی
چرا تو این همه خوبی، چقدر فکر بَدانی!

اگر که رفتم و روزی تو آمدی به مزارم
خدا کند بنِشینی دو جمله روضه بخوانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *