نجوا با امام عصر عجل الله تعالی فرجه ۱۲۸

خورشید عصر، منجی عالم، ظهور کن
تنها دلیل خلقت عالم، ظهور کن

دیگر نمانده صبر و قراری به سینه‌ها
هجرت شده‌ست دردِ دمادم، ظهور کن

در قلب شیعیان همه دم از فراق تو
برپا شده‌ست مجلس ماتم، ظهور کن

آخِر امام، منتقم آل فاطمه!
نور دل رسول مکرّم، ظهور کن

وقت عزای جدّ غریب تو مصطفاست
صاحب عزای حضرت خاتم، ظهور کن

زخم جبین جدّ تو تازه‌ست، العجل
بر زخم او دوایی و مرهم، ظهور کن

او رفت و اشک فاطمه‌اش شد همیشگی
شد قامتش ز داغ پدر خم، ظهور کن

او رفت و بعد او رخ یاسش کبود شد
در کوچه خورد سیلی محکم، ظهور کن!

روز دوشنبه، کوچه و بغض چهل نفر
شد مبدأ جفای محرم، ظهور کن

✍️ علی مهدوی‌نسب (عبدالمحسن)

۲۸ صفر ۱۴۴۸ | مشهد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *