لاله لاله خون شده قلب چمن، یابن الحسن
شد جدا از باغ یاسی، یاسمن، یابن الحسن
از مدینه نالههای تسلیت آید به گوش
کشته شد بابای تو دور از وطن، یابن الحسن
روضهخوانِ سامرا، از تشنگیِ او بگو
لرزه افتاده چرا بر آن بدن، یابن الحسن
از شرار زهر، جسم نازنینش گشته آب
اشک ریزد بر تن او پیرهن، یابن الحسن
مثل جدّش مجتبی خون شد دل او، دم نزد
سامرا حیران شد از صبر حسن، یابن الحسن
آه ای پروانهی دل سوخته، بالین شب
روضه خواندی از کدامین سوختن، یابن الحسن
جسم جدّت در بیابان، جسم مادر پشت در
از گلویت میبرد تاب سخن، یابن الحسن
تا کفن شد پیکر بابای مظلوم شما
یادت آمد ماتم آن بیکفن، یابن الحسن
یادت آمد از تنی که تیر خورد و نیزه خورد
باز هم با سنگ او را میزدن، یابن الحسن



