بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو
دو چشم خویش دوختم همیشه بین راه تو
ای به فدای مَقدمت جانِ به لب رسیدهام
گشته سرای مهر تو قلبِ به خون تپیدهام
من که به شوق روی تو به هر طرف دویدهام
ببین که در محبتت چه طعنهها شنیدهام
منم منم غلام تو، فدای خاک پای تو
منم منم گدای تو،فدای خاک پای تو
به حقِّ حق نمیزنم نفس مگر برای تو



