میرسد کِی آن زمان که هجر خود آخر کنی؟
با ظهورت قلب هر دلداده را محشر کنی
بعد تو دنیای ما رنگ عدالت را ندید
کِی میآیی ظالمان را یک به یک کیفر کنی؟
دیدنی گردد زمانی که میان جمع ما
لعن بر آل سقیفه بر روی منبر کنی
صاحب مجلس بیا تا که تو هم همراه ما
گریه بر داغ عمویت حضرت جعفر کنی
دستهای او جدا شد از تنش، باید دگر
چارهای بهر دل پیغمبرِ مضطر کنی
چون نگاه تو میافتد بر تن مجروح او
یاد از آن اِرباً اِربا پیکرِ اکبر کنی
