اقرار میکنم که نبودم گدای تو
آماده نیست خانهی قلبم برای تو
کاری برای آمدن تو نکردهام
عمری نبوده است رضایم رضای تو
در جستوجوی خیمهی سبزت نبودهام
مرغ دلم پری نزده تا هوای تو
خیلی مرا صدا زدهای موقع گناه
اما به گوش من نرسیده صدای تو
ناقابلم ولی به نگاهی خریدیام
دادی اجازه تا که شوم مبتلای تو
خدمتگزار خوب نیاری به جای من
خدمتگزارِ خوب نبودم برای تو
آقا مرا دگر نکن از خیمهات جدا
حالا که تازه من شدهام آشنای تو
اذنم بده کنار تو باشم همیشگی
تا که شود تمامی هستم فدای تو
✍️ علی مهدوینسب (عبدالمحسن)



