نجوا با امام عصر عجل الله تعالی فرجه ۱۲۲

سر و جان و کل وجود ما
لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِداء
عَظُمَ البلاء، بَرِحَ الخِفاء
و تویی تمامیِ هستِ ما

ملکوت، غرقِ به زمزمه
بُوَد این ندا به لبِ همه
که بیا بیا، گلِ فاطمه
تو بیا که وَانکَشَفَ الغِطاء


بَلَغَ العُلی به کمال تو
کَشَفَ الدُّجی به جمال تو
به تو و قشنگیِ خال تو
صلوات هر دم و ساعتی


نه، مرا نبین، رصدم نکن
و نظر به نیک و بدم نکن
ز دَرت بیا و ردم مکن
تو که از تبار کرامتی


زد اگر کسی درِ خانه‌ات
دل ماست کرده بهانه‌ات…
که به جست‌و‌جوی نشانه‌ات
ز صبا گرفته بشارتی


به فدای چشمِ ز خون تَرَت
تو بیا به ناله‌ی مادرت
و قسم به جدّ مطهّرت
و هو الشّهیدُ بِکربلا


به حسین و حزن عجیب او
به حسین و شیب خضیب او
به حسین و خدّ تریب او
که تویی تویی مه دل‌ربا


به حسین و ذبح عظیم او
تو بیا ز قتلگه‌ش بگو
سر شه جدا نشد از گلو
ذُبِحَ الحسینُ مِن القَفا


به حسین و حال مخدّرات
تو بگو ز نِسوَةِ بارِزات
بگو از جُیوبِ مُضَرّجات
بگو از مُرمّل بالدّماء


تو بیا که دیده به راه توست
و مسیح بین سپاه توست
رزق اشک ما به نگاه توست
و بِیُمنِکَ رُزِقَ الوَری

شب اربعین ۱۴۰۵ _ کربلا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *