آقا سلام! ماه محرم شروع شد
باز این چه شورش است و چه ماتم، شروع شد
دوباره بوی محرم، دوباره بوی حسین
دوباره سینه زدن در میان کوی حسین
دوباره حرّ پشیمان به محضر مولا
عوض نکردنِ عالم به تار موی حسین
دوباره قاسم و اکبر، عمویشان عباس
فدای حق شده در جنگ با عدوی حسین
دوباره علقمه و قتلگاه شاه شهید
دوباره زینب کبری به جستوجوی حسین
بغل گرفتن او جسم بیسر ارباب
دوباره بوسه زینب بر رگ گلوی حسین
آقا سلام! تحفه اشکی به ما دهید
ماه گداییِ من و چشمم شروع شد
هاجر به پای روضه اصغر نشسته بود
تا اینکه جوشش دل زمزم شروع شد
آقا سلام! نیت گریه نمودهایم
شیرینترین عبادت ما هم شروع شد
یادم نمیرود که نگاه شما به ما
از گریههای ماه محرم شروع شد



