نجوا با امام عصر عجل الله تعالی فرجه ۱۱۷

ما فراموش کرده‌ایم آقا، کار دنیا بدون تو لنگ است
بی‌حضور تو تا صف محشر، جلوی پای این جهان سنگ است

ما فراموش کرده‌ایم آقا، با تو دنیا بهار می‌گردد
با تو بر روی موج خوش‌بختی، همه دنیا سوار می‌گردد…

ما فراموش کرده‌ایم آقا، کعبه یعنی امام، یعنی تو
آیه آیه تمام قرآن را، شرح و تفسیر و روح و معنی، تو

ما فراموش کرده‌ایم آقا، دردها از تو نسخه می‌گیرند
بی‌تو ای صاحب زمانه‌ی ما، روح و جان زمانه می‌میرد

ما فراموش کرده‌ایم آقا، تو بهار علی و زهرایی
رگ رگت خون مرتضی دارد، تو سحرگاه شام دل‌هایی

ما فراموش کرده‌ایم آقا، کن حلال این همه فراموشی
آخرین ماه فاطمه برگرد، کن پر از نور قلب خاموشی

ما فراموش کرده‌ایم اما، تو فراموشمان نخواهی کرد
می‌کشد انتظارت این عالم، ای سفر کرده از سفر برگرد!

شعر بی‌روضه شعر بی‌نمک است، ای اباصالح، ای بهار حسین
می‌رسد آن زمان که می‌خوانی روضه‌ای بر سر مزار حسین

بی‌گمان در کنار شش گوشه از تن و آفتاب می‌خوانی
با دو چشم تَر از برای همه، روضه‌های رُباب می‌خوانی

پرده‌ی خیمه را کناری زد، دید قرص قمر به دست حسین
ناگهان دید دست و پا می‌زد، روی دست حسین، هستِ حسین…

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *