برگرد عزادار غم حضرت عباس
دادم قَسَمَت من، قسم حضرت عباس
شایسته همین است که در هم بپذیری
وقتی شده حرف از کرمِ حضرت عباس
امّید من این است میآیی
در بزم غم محترم حضرت عباس
یادی بکن از بندهی دلتنگ سحرگاه
در جنّت حق، در حرم حضرت عباس
ثابت قدمم کن که در این راه بمانم
آقا، به ثبات قدم حضرت عباس
رحمت به کسی که همهی عمر نرفته
زیر عَلَمی جز عَلَم حضرت عباس
ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد
ماییم و نوای دو دمِ حضرت عباس
شایسته همین است بسوزیم و بمیریم
بر روضهی دست قلمِ حضرت عباس
با گریه حسین آمد و هنگام تماشا
مبهوت شد از جسم کم حضرت عباس



